ردپاﯼ کلمات
ردپاﯼ کلمات
کاش به زمانی برمی گشتیم که تمام غممان شکستن نوک مدادمان بود 
قالب وبلاگ



بادکنک از دست کودک رهاشد

و مورچه ای را با خود به آسمان برد

کودک عاجزانه نگاهم کرد

چهار زانو بر زمین نشست

و گریست

در این بازی

نقش من چه بود؟

واهه آرمن



.

.

حالا نوشته ی من....



قاب عکس 

در پنجره ی نگاهی

شکسته می شد

تو آن قاب عکسی

 که میان

قاب های شیشه ای مه گرفتی

ومن

راوی همه ی عکس های مه گرفته

میان تو و یک نقطه

منی بودم شبیه تو 

  وتو

شبیه خاطره حک می شدی


[ 1389/11/01 ] [ 22:58 ] [ منور مهراجی ] [ نظرات (53) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 5510